آی آدم بر ساحل نشسته - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 2:30
نیمچه شاعرآمده ام تا مرده ای را زنده کنم.میدانم خوب میدانم مذبوحانه است.آی آدم بر ساحل نشستهیک نفر در آب دارد میسپارد جان
ژن تو به وارثت، چیزی بهتر از ژن پدر به تو را میخواهد - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 2:30
نیمچه شاعرآمده ام تا مرده ای را زنده کنم.میدانم خوب میدانم مذبوحانه است.ژن تو به وارثت، چیزی بهتر از ژن پدر به تو را میخواهددستم به دامنت که دگر پیر می‌شویمهمچون پدر که زیست به عمرش بدون عشقهرگز نشد عیان دلش احتمالِ عشقبالقوه عشق، ممکنِ بی واجبِ دلشبرچین بساط امنیتِ ترسناکِ عقلبعد از عصای امن پدر، ل...
برای جرقه های نیمه مرده ی خاکسترِ آتشِ تو در من: - تاریخ: 1403/5/10 ساعت: 16:43
امشب باز با غریبه ای از تو گفتم. تو راز فاش من برای غریبه ها و راز سر به مهرم برای نزدیکانی. میبینی حتی وقتی راز هستی، تمام راز هایی: راز سر به مهر و راز فاش من. تو تنها یکی نیستی. تو تویی و متضادِ تو. تو رفتنیِ به دل مانده ی منی. تو فرازِ عشق و حضیضِ نفرتِ من. هم اینی و هم آنی. Adblock test (Why?)
فلان و بهمانی نیست - تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:40
کاش به کارما اعتقاد داشتم.کاش خیال وجود جهانی دیگر برای دادرسی با من بود.اما نه این است و نه آننه فلان و نه بهمانفقط آرزویی محقق نشده با من است. و خیال محقق شدنش، بارها و بارها مرا چون خری که به امید مزه کردن هویچ وصل شده به سرش، به جلو میتازد، به ادامه دادن وامیدارد.شاید بهتر بود میگفتم آرزویی محال...
حق دارم بگویم و هق هق دارم که بگویم: - تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 4:30
میخواهم برایت بگویم'>بگویم. تعریف کنم. اما چه بگویم که نگفته هایم سر به فلک گذاشته و من سر به روزمرگی.باید سر روی شانه ات میگذاشتم و میگفتم. نه با لب که با اشکهایم میگفتم. با هق هق حبس شده در شقیقه هایم. هق هق تخریب گر پنهان در پیچ و واپیچ ذهنم.کاش تو، کاش تصور تو، برایم سالم بماند. که این هق هق پنه...
دردسر - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 16:21
هیچ گاه آدم بی دردسری نبوده ام. نه برای خودم و نه برای دیگری. دیشب خوابت را دیدم. دیدم عکسهای نامزدی ات را استوری کرده ای. و در عین حال به من پیام دادی که میخواهم ببینمت. گفتی که اگر ببینمت یکجا مثل یک مار بوآ تو را میبلعم. پیش خودم فکر کردم چه میگوید؟ مگر این عکسهای عسل در دهان هم گذاشتنشان نیست؟ ب...
مکث - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 13:00
[unable to retrieve full-text content]مکث،تعلیق بعد از تقلاهای بی حد
معنی - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 13:00
[unable to retrieve full-text content]همه چیز بی معنی شده همه چیز حتی نوشتن توی این وبلاگ
هیچ کس - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 0:57
[unable to retrieve full-text content]هیچ کس اینجا به تو مانند نشد.
ابله ات را قورت بده.چه کسی ابله مرا برداشته؟ - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 0:57
به خودم میگویم:ابله'>ابله.خودم بغض میکنم و از دست خودم به خیالت پناه میبرم. پناه میبرم به خیال آغوشت. تنها در آنجاست که امنیت و لذت همزمان برایم تصور پذیر میشود.تصورت میکنم، صدایت میزنم، نامت را در لحظه های غم و لحظه های هم آغوشی با خویش. به جای تو خود را در آغوش میگیرم و به جای تو میگویم: ممممممممم...
گزارش لحظه : - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 18:44
تماسم رو جواب ندادی ومن مثل کودکی که مامانش بهش اخم میکنه،سرم رو زیر پتو بردم و اشک ریختم.تماسم رو جواب ندادی و من توو خیالم تو رو در آغوش کشیدم و بوسیدم.بوسیدم و هزار باره بوسیدم.دوست داشتن تو توو لحظه هایی که من رو نمیخواهی هم جریان داره.من دوست داشته شدنم رو باور کردم و هر کاری که میکنی رو بر مبن...
نیازمندی ها - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
حق با توست همیشه اینگونه بوده و اینگونه هستحتی میشود حدس زد که اینگونه خواهد بوداما رهایی و عشق با من استحق ارزشمند تر است؟حقیقت را باید برای قضاوتشان از تو شنیدمن تنها میتوانم عاشقانه و فارغ از جهان
سیر نمیشوم - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
سیر نمیشوم از نوشتن برای چشمهایت و انتقال معناxa0برای ذهنت.گرچه تو نمیخوانی اماما از احتمال ضعیف اینکه روزی یا شبی یا بعدازظهری یا...گذرت به اینجا بیفتد و نگاهت متنم را نوازش دهد،غرق در شعف میشومهمین احتمال ضعیف میتواند تا دم مرگ مرا گرم کندیا حتی ...بگذار تلخش نکنمxa0
ببخشید - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
دوبار رفتنت را تاب نمی آورمخودم فرصتی دادم تا دوباره تکرار کنیباید از خودم عذرخواهی کنمامیدوارم خودم را ببخشمxa0
گناه مشترک - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
تارت کجاست؟او را هم چون من،دیگر نمی نوازی؟شاید گناه هر دوی ما یکیست
آه - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
برخی فلاسفه سعی در اثبات وجود خود داشته اند و دلایلی مبنی بر بودنشان ارائه کرده اندامروز هر چه گشتم تا دلیلی برای بودنم پیدا کنم،ناتوانیم به رخم کشیده شداما به یکباره دریافتم که؛من نیستم.و بر این ادعا دلیلی محکم دارممن نیستم،چون در کنارم نیستی.آمده بودم فلسفه ببافم ها،پای تو به میان آمد باز و بافته ...
فرسایش - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
یه درد بزرگ کوتاهبهتر از یه درد کوچیکه مدامهفرساینده است تکرار درد
مرگ - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
و مرگ را برای دومین بار نگاه کردمدر چشمهایشو اندیشیدم در خاکستری بی فام اشو سرمای مرگ را در چشمانی نگریستم که روزگارانی طولانی،جرقه های گرمش مرا از گزند هر یخبندانی می رهاند.و قدرت مرگ را زمانی حس کرد
عذرخواهی فشرده شده(چکیده) - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 9:56
باید از تو عذرخواهی کنمهرچند از ناآگاهی به تو آسیب رسانده ام،اما به هر حال رسانده ام.و باید عذرخواهی کنم که معنای حریم خصوصی تورا تا این حد نادیده گرفته ام ومیگیرم.وچنان خودخواهم که خواسته یxa0تورا برای خودت،مدام خدشه دار میکنم.نباید مرزهایت را رد کنم،نباید به خواسته ات بی اعتنا باشم.مرا ببخش.و برای...
پاس - تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 13:22
این عشق را زمین نمیشود گذاشت یا بارش روی شانه ی توست یا پاس اش میدهی به من و حملش میکنم با شانه های خمیده کاش روزی با هم این بار را به دوش میکشیدیم عجب خیال خامی داری جانم خیال میکنی کسی که هست را اگر